قدرت‌های ماورایی موزیک!

من ایران که بودم نه خودم نه دوستا و دوروبریام و نه خانواده‌م اهل مهمونیای آنچنانی و پارتی و بزن و برقص نبودیم..برعکس شدیدا اهل موسیقی بودیم..از بابام که تار و سه‌تار میزد و سمفونی گوش می‌داد تا مامانم که بدون موسیقی سنتی اصیل روزش شب نمیشد تا مهسا که کلاس ویولون میرفت و خودم که پیانو و گیتار میزدم..

بجز اینکه تو خونه دائما یا سی‌دی و کاست موزیک روشن بود یا کانالای موزیک، وقتی هم هیچکدوم اینا نبود خودمون تو خونه میزدیم و میخوندیم و کیف دنیارو میکردیم! یعنی با اینکه با موسیقی و موزیک و آهنگ و نوازندگی زندگیمون پر شده بود و توش بزرگ شده بودیم، ارتباطمون باهاش فقط محدود بود به فضاهای خصوصی داخلی! یعنی توی ماشین، توی خونه، توی اتاق..بعضا تو حس موزیکای کلاسیک بودیم یا موسیقی اصیل بعضا آهنگای جلف و ریتمیک بعضا شاد قدیمی و نوستالژی بعضا پاپ غمگین و فاز افسردگی!

شماهارو نمیدونم ولی من هیچوقت تو ارومیه کنسرت هم نرفتم! اصلا نمیدونم تو ارومیه تا وقتی من بودم کنسرتی برگزار شد یا نه! اونوقتا داشتن خواننده‌های عروسیارو هم میگرفتن و نهایت کنسرتشون تو خانه جوان یکی از این خواننده‌های صداسیما بود که آهنگ پیش زمینه سریال میخونن! بعدا میدونم اوضاع بهتر شد ولی میخوام بگم من تو ایران با موزیک ایرانی هیچ ارتباط جمعی برقرار نکرده بودم! شخصی بود این رابطه! بین خودم و خودش!!

موزیک زنده تو کافه‌ و بار و کلاب یا نوازنده‌های خیابونی کنسرتهای مناسبتی یا غیرمناسبتی فضای باز و بسته پدیده‌هایی بودن که من تو ترکیه باهاشون آشنا شدم..بجز چنتا کنسرت ایرانی که از طرف شرکت رفتم و یکی دوتا مهمونی بقیه‌ش موزیک ترکی بوده همیشه..این شد که روند اجتماعی شدن من با موزیک، به زبان ترکی شکل گرفت! رادیو ترکی بود کنسرت ترکی بود تلوزیون ترکی بود موزیک زنده‌ها ترکی بودن و کلا هرجا صدای آهنگی شنیده میشد نودونه درصد مواقع به زبون ترکی بود! بجز تاکسیم البته!!

خلاصه اینکه سالها گذشت و من الان خیلی اتفاقی متوجه شدم از صدتا آهنگی که تو پلی لیستم هست مثلا سه تاش فارسیه هشتادتاش ترکی و بقیه انگلیسی..حتی یکی از غصه‌هام این شده که اگه برم یه کشور دیگه از کجا کافه یا باری پیدا کنم که موزیک ترکی داشته باشه! چون توی جمع فقط با موزیک ترکی ارتباط برقرار میکنم و ازش لذت میبرم! متاسفانه یا خوشبختانه احساسم الان اینجوری شده و تا همین لحظه هم متوجهش نبودم!

الانکه یهو دوقرونیم افتاد رفتم پیج رادیو جوان ببینم اصلا تو این مدت آهنگای فارسی جدید چه مدلی شدن خواننده‌های جدید کیان و قدیمیا چی میخونن! میدونین چه حسی بهم دست داد؟ حسی که وقتی یه غریبه رو میبینین و میگین من تو رو قبلا یه جایی دیدم!

هیچکدوم آهنگای جدید رو نشنیده بودم ولی ریتمشون، شعرشون و مهمتر از همه زبونشون برام دقیقا سالهای دانشگاهمو تدائی کرد که بیشتر دوستام همزمان شکست عشقی میخوردن و آهنگای محسن یگانه گوش میدادن و منم به مرور اون آهنگارو حفظ میشدم و حتی فکر میکردم منم شکست عشقی خوردم! انگار یه حس عشق و علاقه شدید بهم تحمیل شد که تو یه غروب پاییز تو ارومیه تو ماشین از دانشگاه به سمت خونه میرم و غصه میخورم که چرا به عشقم نرسیدم ولی هنوز احساسم بهش پابرجاست و چه اتفاقات و ماجراهای بزرگی که بینمون اتفاق نیفتاده و از ته دل با آهنگه میخونم و به عشق ناکامم فکر میکنم و اشک میریزم! 😐

هیچ موزیک دیگه‌ای همچین قدرت توهم‌زایی‌ای نداره!!
یه نیم ساعتی گوش دادم و یه حال عجیبی شدم..انگار ریست شدم! انگار هیچ اتفاقی نیفتاده و تو ارومیه دارم زندگی معمولیم رو میکنم! به زبون ربطی نداره چون من قبل اینکه زبون باز کنم هم موزیک ترکی گوش میدادم هم فارسی زبون خودمم که ترکیه (درواقع بهم میگوشوندن مامانم اینا!!) ولی فقط برای آهنگای فارسی همچین حس عجیب غریبی بهم دست داد و دلم یهو برای سال هشتادوشش تنگ شد! دورانی که با حماقت تمام فکر میکردم همه چیزو درمورد خودم و خواسته‌هام و برنامه‌ها و اهدافم میدونم و با خیال راحت هر روز ساعتها وقت صرف گلچین آهنگ از دی‌وی‌دی‌ها میکردم!

ببین باز ییادم افتاد! من کی قراره خودمو بشناسم؟

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s