زندگی با دغدغه

زندگی من عموما دو حالت کلی داره! یا دغدغه دارم یا دارم زندگی میکنم! و ازونجایی که خیلی کم پیش میاد دغدغه نداشته باشم، درواقع خیلی هم کم زندگی کردم!

به این فکر میکردم که باید یاد بگیرم با دغدغه‌هام زندگی کنم نه جدا ازونا چون دغدغه‌های الانم یا پیامدهای آرزوها و رویاهای گذشته‌م بوده یا برای آرزوهای فردامه که یعنی فردا هم قراره دغدغه عواقب آرزوهای امروزم رو داشته باشم! یعنی در هرصورت همیشه هستن…چه بزرگ چه کوچیک چه قابل حل چه غیر قابل حل..

این دیدگاه که میگه نوع دید و تفکرتو عوض کن تا دغدغه‌هات کمتر بشن رو زیاد دوس ندارم! درواقع اصلا دوست ندارم و حتی بهش حساسیت هم دارم! مثل این حرفایی که میگن مثبت اندیش باش به چیزای خوب فکر کن!
چون همیشه از پاک کردن صورت مساله بدم اومده! وقتی مشکل و یا کمبودی هست باید حلش کرد نه که با تلقین حس خوشبختی منکر وجودش شد!

آدمهای بزرگ دغدغه هاشونم بزرگه و آدم های کوچیک دغدغه‌هاشون کوچیک..نذارین دغدغه‌هاتون کوچیک شن! حتی کوچیکارو با بزرگا جایگزین کنین! بذارین بزرگ باشن! ما هم باید سهممون از رنج زندگی رو بگیریم! ما هم باید تاوان زندگی کردن رو پس بدیم و به نحوی مسئولیت کوچیکترین آسیبی که به دنیا و یا موجوداتش زدیم رو قبول کنیم! نه با عزاداری و غصه و دعا و گریه! با دغدغه داشتن…

دغدغه جامعه سالم، دغدغه سواد، دغدغه رفاه، دغدغه آگاهی، دغدغه برابری، دغدغه صلح، دغدغه محیط زیست، آدم‌ها، حیوونا..و بیشتر از همه حیوون‌ها! دغدغه آینده!

یادمه یبار یکی تو پیج بهم گفته بود درست نیست اینهمه دغدغه و استرس داری فقط به خودت آسیب میزنی سعی کن از چیزای کوچیک لذت ببری و باهاشون خوشحال باشی! از دور که نگاه میکنیم جمله آرامش‌بخشی به نظر میاد! انگار یکی نگرانمونه و میخواد حالمون خوب باشه! ولی یکم عمیق‌تر که بشین میبینین این تفکریه که میخواد شمارو کوچیک، ناچیز، ناتوان، سطحی و ضعیف نگه داره! میخواد بگه به کم قانع باش برای بیشترش اینقدر تلاش نکن! میخواد بگه تو که تواناییشو نداری به جاهای بزرگ برسی بیخودی خودتو خسته نکن! میخواد بگه وقتی تو کشورت مردم دارن از گشنگی میمیرن تو سعی کن بری کافه و از کاپوچینوت لذت ببری! میخواد بگه نبین، فراموش کن، بی‌تفاوت باش، اعتراض نکن!

بنظر من آدمهایی که سعی میکنن بهتون انرژی مثبت تزریق کنن خیلی خطرناکن چون با پنبه دارن سر میبرن! تو دنیایی که تمام جنبه‌های مثبت واقعیش به سرعت داره از بین میره چقدر انسانی و اخلاقیه که چشم ببندیم به روی همه چیز و مثبت باشیم؟ مثبت برای چی؟ برای اینکه ما خوشحالیم و بقیه ناراحت؟ ما سالمیم و بقیه مریض؟ ما پول داریم و بقیه فقیرن؟ ما تو رفاه هستیم و بقیه نیستن؟ ما تنها نیستیم و بقیه هستن؟ ما باسوادیم و بقیه نیستن؟

اگه اینه که باید بگم نشاید که نامت نهند آدمی!

حالا برو همون کافه..برو تو جشن تولد دوستت تا انرژی داری برقص، برو کنسرت تا میتونی داد بزن و جیغ بکش، تا میتونی برو سفر تا میتونی آدم جدید بشناس و شاد باش! شاد باش ولی خوشحال نباش!! دغدغه داشته باش!! یادت باشه تو هرچی بزرگتر و موفق تر و بانفوذتر و پرانرژی‌تر و البته انسان‌تر باشی، بهتر و بیشتر میتونی از یه سر یه مشکل کوچیک تو دنیا بگیری تا حلش کنی!

تو اگه یاد نگیری نمیتونی یاد بدی..اگه آگاه نباشی نمیتونی با جهل بجنگی…اگه دستت جاهای زیاد بند نباشه نمیتونی دست کسیو بگیری!
خلاصه بزرگ باش که بتونی کاری بکنی! نه برای خودت..برای دنیایی که تو هم جزوشی!

از منبر بیام پایین 🤦🏻‍♀️🚶‍♀️🚶‍♀️🚶‍♀️
تصمیم گرفتم تمرین کنم با دغدغه‌هام زندگی کنم..چون دغدغه خالی به درد هیچی نمیخوره! توی ذهن میمونه و میخورتش و تمومش میکنه و بعدم فراموش میشه و میره…دغدغه باید توی ذهن فعالی باشه که میتونه بدن رو هم وادار به فعالیت بکنه!

نمیدونم شما بلدین یانه! منکه بلد نیستم ولی بخاطر دغدغه‌هامم که شده باید یاد بگیرم زندگی کنم…

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s