گزافه‌گویی‌های شبانه!!

خوابم نمیبره..البته نه که مختص همین امشب باشه نه..هر شب برنامم همینه..میترسم بخوابم! قبلانم اینو نوشته بودم..از خوابیدن میترسم بعدشم از بیدار شدن!

میترسم بخوابم و فرصتی که برای امروز داشتم و کارایی که میتونستم انجام بدم و ندادم برای همیشه از دست بره و تموم شه و میترسم بیدار شم چون میدونم تماااام همون نکرده‌ها و عقب‌انداخته‌ها همینجوری دارن روی هم انباشته میشن و بلخره یکی از همین روزا باید شروع کنم به انجامشون!

این بلای عجیب‌غریب نفرت‌انگیز بعد از فارغ‌التحصیلی از کارشناسی تو ایران شروع شد و فقط یک سالی که هم خانواده اینجا بودن هم درسم تموم شده بود هم یه کار روتین خوب داشتم تو اون شرکت عمرانیه متوقف شده بود و بعدش دوباره استارت خورد!

میدونم دلیلش بی‌قراری و بلاتکلیفیه..آخه شما که نمیدونین تو این یک سال گذشته من چنتا راه رفتم و برگشتم و مسیر عوض کردم! نمیدونین چقدر شکستم چقدر گریه کردم..چقدر بدشانسی آوردم چقدر اعتمادبنفسم با خاک یکسان شد چقدر استرس کشیدم و دردسر و بدوبدو..ولی هنوز تموم نشده! هنوز یک‌ یکونیم سال دیگه وقت دارم برای بلاتکلیفی بعدش دیگه باید تکلیفمو مشخص کنم و بعد استرس همون تکلیف مشخص شده رو بکشم!🤦‍♀

یعنی هیچوقت تموم نمیشه..هیچوقت!

*****

هرچی میگذره همه چی سخت‌تر میشه..هرچی میگذره بدتر میشه نشدنی‌تر میشه! همه جا میگن سن یه عدده و هیچوقت دیر نیست ولی باور کنین همین عدد وقتی پای مقایسه شما با بقیه درمیون باشه تمام مزیت‌های شمارو میندازه عقب و همون عدد میشه مهمترین نقطه‌ضعف شما! منظورم تو مسائل کاری و درسی و مهاجرتیه! بقیه دغدغه‌ سن ظاهریشون رو دارن من دغدغه سن شناسنامه‌ای! دلم میخواست مثلا ده سال پیرتر دیده میشدم ولی سنم دو سه سال کمتر بود! حالا بذارین به اون چیزی که میخوام برسم بعدش مفصل براتون تعریف میکنم این قوانین نانوشته‌ رو که تا شخصا تجربه نکرده باشین یا کسی صادقانه بهتون نگفته باشه ازش خبر پیدا نمیکنین!

*****

بگذریم ازینا…تا حالا شده لقمه بزرگتر از دهنتون بردارین و بعدا بفهمین یا اون لقمه زیاد بزرگ نبوده یا دهن مبارکتون اونقدرا کوچیک نبوده و راحت میتونین قورتش بدین؟
اگه شده باید بگم لامصبا بدجور دارم بهتون حسودی میکنم!!

راه یکی مونده به آخرم رو دارم امتحان میکنم و حس میکنم ظرفیت و توانایی انجامش رو ندارم ولی برای آینده‌م مجبورم تمام سعیمو براش بکنم…شانس شکست ندارم! باید بتونم! اگه اینو بتونم به خودم قول میدم آدم بشم سبک زندگیمو اصلاح کنم تمام مسائل رو جدی بگیرم و برای چیزی که بدست آوردم حسابی وقت بذارم و نذارم از دستم بره! شما هم بمن قول بدین اگه اینستامو اونموقع باز کردم هی گیر ندین که چرا دایرکت جواب نمیدی چون احتمالا هفته‌ای هفتاد ساعت باید کار کنم 🤦🏻‍♀️

*****

این اواخر خیلی پیچیده مینویسم! میدونم…دلیلش اینه که نمیتونم فعلا باز کنم قضیه رو! تصمیم گرفتم تا نشده سربسته نگهش دارم! اگه بدونین منِ معصومِ مهربونِ خوش‌قلبِ خوش نیتِ دوست داشتنی (و طبیعتا شکسته‌نفس!! 😂) چقدر دشمن یک‌طرفه دارم که منتظرن یه مشکلی نقطه‌ضعفی چیزی ازم بگیرن و الم کنن پشت سرم هزارجور حرف و حدیث دربیارن…البته برای خودم خیلی وقته که اصلا مهم نیست اینچیزا ولی دوس ندارم خانوادم از جهت من کوچیکترین اذیتی بشن یا حرفی بشنون و ناراحت بشن! خلاصه برای مایه افتخار بودن فقط باید درصورتی از شکست‌ها گفت که موفقیت بدست اومده باشه!!

Advertisements

2 thoughts on “گزافه‌گویی‌های شبانه!!

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s