نوروزی که به فنا رفت!

.

براتون اولین تجربه مستی‌مو مینویسم اگه جنبه دارین 😁
ما کلا خانواده مذهبی نبودیم یعنی بچه که بودیم هم گاها تو دورهمیای خانوادگی شرابی آبجویی چیزی کش میرفتیم و میخوردیم ولی من کلا از طعمش خوشم نمیومد! اصولا برخلاف تصور کسایی که تا الان مشروب خوردن رو تجربه نکردن، اصلا چیزی مثل فیلما نیس که آدم از خود بیخود بشه! الان دقیقا بهتون میگم شبیه چیه..

اولا مشروب حالا هرچی که باشه تو جمع میچسبه..بیشتر مواقع اگه ناراحت باشین ناراحت‌تر و اگه خوشحال باشین شمارو شادتر میکنه! مثلا با یدونه آبجو اگه عادت کرده باشین هیچیتون نمیشه انگار آب خوردین! واس منکه زیاد عادت ندارم مث این میمونه که یکم نوک انگشتام بیحس میشه و یه سرگیجه خیلی ریز میاد سراغم که بهش میگیم سرخوشی! نه مستی..خیلیم حس بامزه‌ایه!

ما با دوستامون هر چندوقت یبار میرفتیم باری جایی که موزیک زنده هم داشته باشه و یکی دو تا هم آبجو میخوردیم و قبل ساعت دوازده خودمونو میرسوندیم خونه تا مترو تعطیل نشده! چون پول تاکسی نداشتیم..🤦🏻‍♀️

یه بار برای شب عید نوروز دوستامون یه کارااوکه بار رو کرایه کرده بودن (کارااوکه به جاهایی گفته میشه که براتون فقط موزیک بدون متن آهنگارو پخش میکنن و شما خودتون باید باهاش بخونین) ما هم که کلی ذوق کرده بودیم از چنروز قبل شروع کردیم به حاضر شدن! ولی قیمت مشروبارو تو منوی بار میدونستیم و اونقدر پول نداشتیم واس همین تصمیم گرفتیم مشروب رو تو خونه بخوریم و بریم اونجا فقط خوشگذرونی!

یکی ازین دوستامون که دو لیتر مشروبم میخورد هیچیش نمیشد، برامون تکیلا گرفت و ما بعد از حاضر شدن نشستیم بخوریم تا سرخوش بشیم و راه بیفتیم..

من اولینبارم بود تکیلا میخوردم..این دوستم هی میگف یکی دیگه بخور بی جنبه نباش منم میگفتم نه بابا میخورم نگرفته منو! همین فرمون چهار پنج تا شات زدمو هیچ حسی هم نداشتم و تازه داشتم به خودم افتخار میکردم که اینقدر باجنبه‌م!
گوشیم زنگ خورد و از پای میز بلند شدم..بلند شدنم همانو دنیا جلوی چشمام سیاه شدن همان!😂
بعد اون تا صبح فقط چنتا لحظه یادمه! چشامو باز کردم دوستام از بازوهام گرفته بودن و منو کشون کشون میبردن سمت توالت و چشامو بستم!

یبار چشمامو باز کردم دیدم دوستم بهم فحش میداد و بستم!

بیدار شدم گفتم حالم بهم میخوره و صفحه سیاه شد!..

تلفنو جواب دادم و باز یکی بهم فحش داد و من بیهوش شدم!

و این تنها چیزایی بود که از سال تحویل اون سال یادمه 😂

دوستای نامردم منو ول کردن رفتن مهمونی و منم تو خونه به حالت بیهوش موندم تا صب ولی هیچوقت بابتش ناراحت نشدم! چون تجربه خیلی جالبی بود برام ولی بعد اون دیگه هیچوقت بیشتر از یه شات از چیزی نخوردم! 😑

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s