توصیه‌های پسامهاجرتی!

این پست برای کساییه که تمام مراحل قبلی رو طی کردن و یا تصمیمشون رو گرفتن که مهاجرت کنن به ترکیه! میخوایم ببینیم بعد از مهاجرت چه اتفاقاتی میفته؟ چیکار باید بکنیم؟ به کیا اعتماد کنیم؟ و کلی اطلاعات دیگه..البته انواع اقامت و اجاره و خرید خونه و فلان تو پست‌های قبلی هست که میتونین بخونین

قبل از هرچیزی بگیم :

شرایط لازم ولی نه لزوما کافی برای مهاجرت چیه

میدونین که هروقت کسی احساس کنه تو کشورش انتظاراتش براورده نمیشه (حالا هرچی که باشه!) و یا امیدی به تغییر وضعیت نداشته باشه و بخواد زندگی با استانداردهای بالاتر رو تجربه کنه تصمیم به مهاجرت میگیره ولی خیلی ازین مهاجرا با شکست مواجه میشن و خیلیا هم برمیگردن..چرا؟
اگه شما این شرایطی رو که میگم ندارین بهتره از همین الان دور مهاجرت رو یه خط قرمز گنده بکشین تا تو وقت و هزینه و انرژی‌تون صرفه‌جویی کنن اقلا!

توانایی تحمل تنهایی: اگه حس میکنین نمیتونین اقلا یک سال دوری مامان و دوست و خانواده و … رو تحمل کنین ذاتا به فکر مهاجرت نمیفتین! تنهایی همیشه دوری از خانواده نیست البته…تنهایی خیلی وقتا یعنی دلتون برای صدای خودتون تنگ میشه! یا بدجور مریض میشین و “هیچکس” نیست که بتونین ازش بخواین شمارو ببره دکتر..گاها هم یعنی کارایی رو که تو کشور خودتون ده نفری انجام میدادین (مثل اسباب کشی) باید تک و تنها انجام بدین و البته از محل کار هم مرخصی نگیرین و درساتونم عقب نیفته! آمادگیشو دارین؟

قدرت تحمل مشکلات مالی: همه ما تو برهه‌هایی از زندگیمون مشکلات مالی رو تجربه کردیم اصلا مگه میشه ایرانی بود و تجربه نکردش؟😬 ولی خب نوع سخت‌ترش اینه که با این مشکل تو یه کشور غریبه و جدید دست و پنجه نرم کنین که نه راه‌های پول دراوردنش رو هنوز بلدین نه کسی هست کمک کنه و نه حتی روشهای صرفه‌جویی رو یاد گرفتین! اگه میگین من از کار و گشنگی نمیترسم و میدونم این شرایط بالاخره میگذره و زندگیم رو سرو سامون میدم، از این بند رد بشین!

قدرت یادگیری بالا: بیایین رو راست باشیم! هیچ کشوری مهاجر نمیگیره که یکی به نون‌خورهاش اضافه بشه! کشورای مهاجر پذیر دنبال کسایی هستن که یا براشون کار کنن (اونم اکثرا کارایی که مردم خودشون نمیتونن یا نمیخوان انجام بدن!) یا براشون تولید علم کنن یا سرمایه‌گذاری کنن! در مواقع معدودی هم به پناهنده‌ها سرپناه میدن! اگه تا الان تو حرفه خاصی تخصص ندارین اشکالی نداره! ولی مطمئن باشین که میتونین یاد بگیرین و یه سرو گردن از شهروندای کشور مقصد جلو بزنین!

شجاعت: شاید تمام این تواناییارو داشته باشین ولی به هزار و یک دلیل دیگه بترسین! الان اگه من بگم پاتون که برسه به کشور مقصد ترستون میریزه شاید قبول نکنین بخاطر همینم سعی کنین ترس‌هاتون رو با مطالعه از بین ببرین! از هرچیزی که میترسین مطمئنا قبلا کسایی تجربه‌ش کردن! مثلا خودم 😂 بشینین بخونین و ببینین چطور باهاش مواجه شدن..اینکار ترستون رو کمتر میکنه.

پول پول پول! جایی مثل ترکیه هم که دیگه راحت‌ترین کشور برای مهاجرته (نه زندگی) برای شروع حداقل ده پونزده هزار لیری باید دستتون باشه برای کارای اولیه و بیمه و اقامت و هزینه‌های پیش‌بینی نشده و کرایه خونه و… دیگه چه برسه به کشورای دیگه..یا باید خودتون جور کنین این مبالغ اولیه رو یا انقدری تو کار یا درس و تحقیقات علمی‌تون خوب باشین که حاضر بشن خودشون این هزینه‌هارو تقبل کنن! (همون بورس و اینترن‌شیپ و اینا)

مهمترینش هم صبر: من خیلی عجولم! موقع انتخاب کشور عجله کردم موقع انتخاب رشته اپلای دانشگاه انتخاب خونه و همخونه…همیشه عجله کردم و همیشه سرم به سنگ خورده! مثل من نباشین! میدونم صبر کردن سخته ولی تو بلند مدت نتایج خیلی بهتری میده مطمئن باشین! این به این معنی نیست که فرصتهای خوب رو از دست بدین ولی قبل از اینکه هر تصمیمی بگیرین یا اقدامی بکنین با حوصله و دقت درموردش تا میتونین مطالعه و تحقیق کنین! حتی برای خرید یه دستگاه تست! تو یه کشور خارجی به سادگی آب خوردن میتونه سرتون کلاهای بزرگی بره! البته اینم همیشه میگم..یادتون نره! تا چندسال (بسته به استعداد و شرایطتون) از خودتون انتظار پیشرفت خیلی زیاد نداشته باشین…اینجوری اعتماد به نفستون میاد پایین…اگه یه پست کاری خوب رو تو ایران ول کردین که شاید ده سال بعد شمارو به مدیریت میرسوند الان باید از پایینترین سطح ممکن شروع کنید به کار ولی اگه “صبر” کنین شاید به همون پست مدیریتی تو سه چهار سال برسین! اگه فکر میکنین قراره زندگی رو از جایی که ول کردین شروع کنین یا حتی بهتر، باید بگم سخت در اشتباهین!

واقع‌بین باشین: وقتی میگم مطالعه مهمه بخاطر همینه! خیلیا، شاید سی چهل درصد از کسایی که مهاجرت میکنن درواقع دنبال فیلمهای هالیوودی میرن! یعنی فک میکنن زندگی مثلا تو آمریکا مثل فیلمای هالیوودیه یا زندگی تو ترکیه مثل سریالاشون شبیه لاس وگاسه و لوکسه و فلان…نه نیست! بارها گفتم بازم میگم…اگه معیار انتخاب کشورتون بر این اساس باشه اصلا خودتون رو خسته نکنین! اینکه بشینین تو خونه فیلماشو ببینین خیلی بهتره! اگه واقعا میخواین بدونین تو یه کشور چه خبره اخبارش رو ببینین! ازش مستند ببینین و وبلاگای مهاجراشو پیدا کنین! اتفاقا برعکس تصور عموم مردم، زندگی عادی تو بیشتر شهرای اروپایی و آمریکایی خیلییییی ساکت و آرومه و حتی خیلی جاها نایت لایف معنی نداره!

تو برقراری روابط خیلی خوب باشین! فک نکنین فقط تو ایران روابط شمارو به جایی میرسونه! تو تمام کشورا هرچی روابط بهتری با مردم اون کشور داشته باشین و بتونین روابط رو حفظ کنین سریعتر جا میفتین..نه که پارتی بازی کنن براتون! ولی کمکتون میکنن تا سریعتر با فرهنگ و سیستم اقتصادی و اجتماعی اون کشور آشنا بشین و از خیلی از اشتباهاتتون جلوگیری کنین و خیلی از فرصتهارو از دست ندین! اگه مثل من باشین که تا کسی حالمو نپرسه امکان نداره باهاش حرف بزنم، بدونین که خیلی دیرتر قراره به جایی برسین که براش برنامه‌ریزی کردین! (البته مغرور نیستم کلا کم‌حرف و کمی خجالتی و زیادی مودب هستم 😊)
خب..فعلا چیز دیگه‌ای به ذهنم نمیرسه! اینکه شرایط مهاجرت هر کشور رو برای خودتون آماده کنین دیگه پای خودتون! (زبان و فرهنگ و مدارک و انتخاب کشور و اپلای و…)

الان بریم سر موضوع بعدی

مشکلات احتمالی یک مهاجر

یکی از سوالایی که تقریبا روزی چندبار ازم پرسیده میشه اینه: یه ایرانی تو خارج چه مشکلاتی ممکنه براش پیش بیاد”
خب هر مشکلی ممکنه برای هرکسی و هرجایی پیش بیاد مثلا نمیشه گفت اگه برین اسپانیا هیچوقت قرار نیست بخاطر مصرف الکل دستگیر بشین!
ولی یه سری معضلات هست که صرفا بخاطر خارجی بودنتون ممکنه پیش بیاد..
این لیست کامل نیست من فقط چیزاییو که به ذهنم رسیده یا دیدم و شنیدم مینویسم میتونین خودتون کاملش کنین🙌

• اولین و بزرگترین مشکل، عدم تسلط به زبانه..این قضیه میتونه از همون بازرسی پاسپورت شروع بشه تااااا وقتی که کاملا مسلط بشین..عواقبش میتونه ضررهای مالی و زمانی باشه..مثلا چون یه قرارداد رو نتونستین دقیق بخونین و اساسنامه‌رو نمیدونین ممکنه برای فسخش ضرر جدی بکنین یا اینکه بخاطر اشتباه فهمیدن پروسه یه کار اداری روزها علاف و سرگردون بشین یا حتی بعضا فرصتهای خیلی خوب کاری رو از دست بدین..از یاد گرفتن زبان محاوره شروع کنین و با یاد گرفتن زبان تخصصی رشته‌تون ادامه بدین..محیط خیلی زودتر از چیزی که فکرشو بکنین تاثیرشو میذاره!

مشکل کار: خیلی از کشورا برای استخدام نیروی کار قوانین دست و پاگیری دارن که تا وقتی یه هموطن مناسب برای اون کار تو کشور وجود داره خارجی رو نگیرن! این مساله تو اروپا بیشتر مشهوده بنابراین نرخ پایین بیکاری تو یه کشور شمارو گول نزنه! برای یه خارجی همیشه کار پیدا کردن سخته..مگه اینکه کارآفرین باشین!

مشکلات قضایی: شما صدبرابر یه شهروند معمولی باید مواظب حرکاتتون باشین چون کوچیکترین پرونده‌ای قضایی علیه شما میتونه خیلی راحت منجر به دیپورت شدنتون بشه و تمام زحماتتون به هدر بره..فک نکنین جایی که به اصطلاح آزادی هست میتونین مثل ایران خیلی راحت خیلی کارارو بکنین! از زل زدن به یه بچه تو خیابون تا دعوای لفظی ساده ممکنه براتون گرون تموم شه!

مشکلات تحصیلی: اینو تقریبا صدبار تکرار کردم..رشته های اینتردیسیپلین و علوم اجتماعی رشته های مکان محوری هستن که با وجود اینکه مثلا دارین ادامه تحصیل میدین ولی درواقع با تغییر کشور برمیگردین به نقطه صفر و تمام ضوابط و قوانین و تاریخ و هنر و فرهنگ یه کشورو باید از اول یاد بگیرین! این ممکنه به شدت خسته و دلسردتون کنه

مشکلات اجتماعی: خیلی از ماها فک میکنیم به محض ورود به یه کشور خارجی قراره کلی دوست جدید پیدا کنیم و از صب تا شب پارتی و بزن و بکوب و دوستای جانانه و عشقای پرماجرا! واقعیت اینه که تا یه مدت رفتارای عادی مردم دیگه انقدر به نظرتون عجیب میاد که ممکنه یه احوالپرسی ساده یه نفرو اشتباه برداشت کنین و کلا ازش فاصله بگیرین! شاید بگم نزدیک نود درصد کسایی که مهاجرت میکنن تا سالهای اول فقط با ایرانیا معاشرت میکنن تا اینکه کم کم یاد میگیرن اگه یه پسری داره بهت پیشنهاد ناهار خوردن میده هدفش فقط ناهار خوردنه نه چیز دیگه! یا اگه یکی بهت گفته نمیتونی از یادداشتهاش استفاده کنی به معنی این نیست که ازت بدش میاد فقط دوس نداره با کسی چیزی رو قسمت کنه! (این موارد تو ترکیه صادق نیست)!

مشکلات روحی: دوتا مثال برای این قضیه دارم..اولیش که همونطور که همگی میدونین دلتنگی و تنهایی و افسردگی ناشی از تغییر مکان و دوری از خانواده و دوستاس دومیش خیلی باحاله اینو انقدر دیدم که باورتون نمیشه!

دخترا که عادت دارن تو ایران وقتی تو خیابون راه میرن همه پسرا بهشون نگا کنن تیکه بندازن شماره بدن بوغ بزنن بیفتن دنبالشون و خلاصه ازین چیزا، وقتی پاشونو میذارن جای دیگه با خودشون میگن حالا تو ایران که با حجاب انقدر طرفدار داشتم اینجا بدون حجاب چه کشته مرده‌هایی قراره بدم! بعد میبینه هیچکس بهش نگاه هم نمیکنه! هی خودشو ازین رنگ به اون رنگ و این شکل به اون شکل درمیاره ولی میبینه فایده نداره نمیتونه توجه هیچکسو جلب کنه واس همینم ممکنه تا یه مدت دچار سرخوردگی بشه و اعتمادبنفسش شدیدا بیاد پایین (این درمورد همه صادق نیس البته..بیشتر قشر خودشیفته!)

و پسرایی که به امید دخترای بور و چشم آبی و شبهای دل انگیز و کلاب بازی تشریف آوردن باز دچار همین مشکل میشن که نه تنها دخترهای خارجی بهشون توجهی ندارن بلکه دخترهای ایرانی هم دنبال پسرای خارجی هستن و بهشون توجهی ندارن! وقتی اینجوری میگم انگار تمام هم و غمشون اینه درصورتی که اینجوری نیست..شاید در اوج دغدغه های کاری و درسی فقط یک لحظه این احساس رو تجربه کنن که البته چون تو شصت هفتاد درصد از بچه ها دیدم اینو میگم که این یه چیز منفی نیست..طبیعیه که وقتی به چیزی عادت کردین ترک کردن ذهنیش هم یکم طول بکشه! ولی کلا اینو یادتون باشه که ایجاد و جلو بردن یه رابطه درست حسابی تو ایران هرچقدر سخته خارج از ایران ده برابر سخت‌تره.

ادامه داره…

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s