کتاب درمانی!

برای فرار کردن از روزمرگی شدید و بلاتکلیفی شدیدتر خودمو زدم به کتاب. دو هفته‌ای میشه…تمام کتابایی که تا پارسال آرزو میکردم کاش وقت داشتم و میخوندمشون گذاشتم جلوم و یکی یکی تمومشون کردم! جدا ازینکه منو ساعتها ازین وضعیت ناخوشایندم دور میکنه، دائما احساس و فکرم رو از شاخه‌ای به شاخه دیگه پرت میکنه و یه جورایی دچار بی‌ثباتی احساسی و فکری شدم!

یعنی تا با خوندن کتابای پائولو‌کوئیلو انرژی و انگیزه میگرفتم تا برم به جنگ زندگی ژوزه ساراماگو با رمان‌هاش بهم یاداوری میکرد که نظام حکومتی تو تمام دنیا چقدر فاسده و چقدر سخته تغییر کردن تو محیطی که تغییرت رو نپذیره..بعدش عزیز نسین با داستان‌های پر از کنایه‌ش از اتفاقات روزمره باعث میشد دوباره احساس انزجارم از جامعه و ناامیدیم اوج بگیره و در آخر آلن دوباتن با کتاب تسلی‌بخشی‌های فلسفه‌ش حسابی منو گیج کنه که بالاخره باید به سبک اپیکوری نگاه کرد به زندگی یا به سبک شوپنهاور یا نیچه؟ چرا همشون راست میگن بنظرم؟ چرا تمام تناقضات با وجود پارادوکسشون برام جذابیت دارن؟

معنا و هدف اصلی زندگیم رو توی یه توده عظیم مه گم کردم انگار! آخه تمام آپشن‌هایی که برای آینده‌م وجود داره مثل یه چهار راه، هیچکدوم به اونیکی نه راهی داره نه باهاش موازیه نه اصلا بهم ربطی دارن! مثل اینکه بخوام انتخاب کنم پرستار بشم یا معمار یا شاعر!

خیلی وقت پیش میخواستم برگردم اینستا و دوباره شروع کنم به نوشتن از روند مهاجرت دوم! ولی بعدش فهمیدم خودمم هنوز هیچی نمیدونم و انگار تو هوا معلقم..نه احساسی نه هدفی..نه انگیزه‌ای نه حتی پیش‌بینی! چی باید بنویسم با این وضع؟ فقط میتونم منتظر بمونم!

چنتا از حرفای نیچه شدیدا مخم رو بکار گرفته…گفته بود باید شدیدترین رنج‌ها و دردها و مشکلات رو تحمل کرد تا به بالاترین حد لذت و مطلوبیت و رضایت از زندگی رسید! بدون داشتن درک واقعی از رنج، امکان نداره رضایت واقعی رو هم احساس کنیم!

ازونجایی که هنوز هیچ رضایت واقعی از زندگیم ندارم (مثل نود درصد ایرانیا) خیلی میترسم که اتفاقات بدتری هم در انتظارم باشه! نمیدونم میتونم یبار دیگه از ته دره خودمو بکشم بالا و برسونم به قله کوه تا احساس پیروزی بکنم یا نه!

مثل تمام روزهای زندگیمون که فقط میخوایم بگذره، مثل “کاش امسالم بگذره” یا کاش “این هفته هم تموم شه” و “این ترمم تموم شه هیچی نمیخوام”، الانم میگم کاش این پنج ماهم بگذره و ببینم من سبتامبر امسال کجام! دوز بلاتکلیفیم هیچوقت اینقدر بالا نبوده!

خب..فک کنم دیگه نوبت دنیای سوفی باشه که یک‌بار دیگه کل نظم ذهنم رو بهم بزنه و معادلاتم رو از نو بسازه!

2 thoughts on “کتاب درمانی!

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s