راهنمایی برای تصمیم به مهاجرت (قسمت دوم!)

این همون پستیه که تو چندپست قبلی قول دادم بنویسم! یعنی قسمت دوم “راهنمایی برای تصمیم‌ به مهاجرت”!

تو قسمت قبل به یه سری عوامل اشاره کردم که فقط میتونه کمکتون کنه تصمیم بگیرین اصلا مهاجرت ارزشش رو داره یا نه؟ اگه فکر میکنین داره، اگه تصمیم به مهاجرت گرفتین، حالا سوال مهم بعدی میاد!

چطوری تصمیم بگیرم که کجا برم؟ و از چه طریقی؟

باز پست‌هایی که از یکی دو سال قبل اینستام برداشتم یه جمع بندی براتون مینویسم:

مهمترین نکته: مسافرت رو با مهاجرت اشتباه نگیرین!

اگه تجربه مسافرت و سفر خوبی به یه کشوری داشتین فکر نکنین که مهاجرت و زندگی تو اون کشور هم همونقدر دلچسبه! چرا؟

من شاید جزو معدود کسایی باشم که از مسافرت زیاد خوشش نمیاد! هرچقدم چیزای دیدنی جدید داشته باشه باز بنظرم تجربه هاش واقعی نیست! فک میکنم یه جارو وقتی میشه درک کرد که توش زندگی کنیم..

●تو مسافرت شما میرین تا پول خرج کنین ولی تو مهاجرت باید پول درارین! حالا کسیکه بهش پول میدین باهاتون بهتر رفتار میکنه یا کسی که قراره ازش پول بگیرین؟ وقتی شما توریست باشین همه جلوتون خم و راست میشن و شما به شدت احساس مهم بودن میکنین! وقتی قرار باشه شما برای بقیه خم و راست بشین مطمئنا همچین حسی بهتون دست نمیده!

● مسافرت خیلی وقتا عبارته از یه سری برنامه از پیش تایین شده تا بشه تمام خریدا و بازدیدارو تو مدت زمان کوتاه جا داد..یعنی شما وقت نمیکنین یه عاخر هفته تا ظهر تو تختتون دراز بکشین و بعدش برین کافه سر خیابون قهوه بخورین و رفتار مردمو ساعتها نگا کنین یا کتاب بخونین!

●اکثرا تو مسافرت جاهایی رو میگردین که همه میشناسن..جاهای معروف که با اصول برنامه ریزی توریستی اداره میشن و مثلا خبر ندارین تو کوچه های خیابونای بظاهر ساکت شهر چه اتفاقایی داره رخ میده!

●از برنامه های تلوزیونی خبر ندارین و بخاطر همین جاهایی که برای مردم محلی جذابه نمیبینین! شما جاهای توریستی رو میبینین که باید ببینین!

●وقتی مسافرین سعی نمیکنین چیزی یاد بگیرین فقط چندکلمه از زبون و چندتا جای توریستی و راه برگشت به هتل کافیه ولی وقتی مهاجرت میکنین مثل یه نوزاد باید همه چیزو از اول یاد بگیرین! حتی اینکه چیرو از کجا باید بخرین و کارای اداریتونو چطور باید حل کنین

●تا قدم نزنین تو کوچه پس کوچه هاش و مردم عادی و زندگیای عادی رو نبینین بوی شهرو صداهای شهرو و حس مکانشو درک نمیکنین..مثلا هیچوقت نمیفهمین اینجایی که هستین زمستونش چه شکلیه؟ پاییزش چی؟ کجاها هست که هیچکس پیداتون نمیکنه؟ کجا میشه ساعتها قدم زد و عاهنگ گوش داد؟ کدوم کتابخونه کتاباش بیشتره؟

● خلاصه مسافر مو میبینه و مهاجر پیچش مو! بخاطر همینم برای شناختن یه کشور یا شهر بیشتر از سایتای توریستی و گردشگری سعی کنین حرفا و وبلاگای مهاجرارو پیدا کنین و بخونین! اینجوری هیچوقت تو ذهنتون یه اتوپیا از یه مکان بوجود نمیاد که بعدش بخوره تو ذوقتون 😊 یادتون باشه اگه مهاجرت کنین به اون کشور باید اونجا کار کنین، با مردمش معاشرت کنین و تمام مشکلات اجتماعی اقتصادی سیاسی فرهنگیش رو با تمام وجود تجربه کنین!

خب سوالی که برای همه قبل از مهاجرت پیش میاد اینه که “نمیدونم از کجا شروع کنم”

هرکسی ممکنه یه راه خاصی رو برای مهاجرت انتخاب کنه..شایدم اصلا انتخاب نکنه یهو یه فرصت خاصی براش پیش بیاد و بره..ولی اگه فقط دلتون میخواد مهاجرت کنین و فعلا هیچی نمیدونین میتونم اینجا چنتا نکته رو بگم که به دردتون میخوره..(از مهاجرت دائمی حرف میزنم البته!)

●هدف‌گزاری: اول باید ببینین چی میخواین چی باعث شده که زندگی براتون تو کشور خودتون سخت باشه و آیا اینا دلیل کافی برای مهاجرت و تحمل تمام سختی‌هاش هست یا نه؟ اگه هست، میریم مرحله بعد

●سنجش پتانسیل‌ها: پتانسیلتون چیه؟ برای اینکه بتونین وارد یه جامعه خارجی بشین و دووم بیارین باید چیزای زیادی از خودتون داشته باشین که بتونین ارائه بدین! یعنی از قشر اکثریت باید یه سرو گردن بالاتر باشین..چون شرایط زندگی و اقامت و درس و کار برای یه خارجی همیشه یکم سخت‌تره و برای کشور مقصد وجود شما باید توجیه منطقی داشته باشه بالاخره! این پتانسیل یا علم شماست یا استعدادتون یا زبانتون یا پولتون یا شهرتتون (پناهندگی رو کلا درنظر نمیگیرم)

●گزینه‌های محتمل: بر اساس هدف و پتانسیلی که دارین باید چنتا تارگت انتخاب کنین..چطوری؟ معتبرترین منبع سایت کنسولگری‌های کشوراس..با خوندن شرایط اقامت و مهاجرت یه کشور شروع میکنین و اون شرایط رو با خودتون میسنجین..اگه اون شرایط رو دارین یا میتونین فراهم کنین، اون کشور رو بذارین توی لیست!

●محدود کردن گزینه‌ها: فرض کنیم که شما میخواین برای ادامه تحصیل برین، باید بشینین سایت تک تک دانشگاهای کشور رو بگردین تا ببینین رشته موردنظرتون تو کدوم دانشگاها هست و بعدش از قسمت ادمیشن شرایط و برگه‌های لازمش رو ببینین..و تعدادی از دانشگاها رو بعنوان هدف انتخاب کنین..فرض کنیم حداکثر ده تا دانشگاه دارین که احتمالا توی چهار پنج تا کشورن

●تعیین دِدلاین: الان شما وقت دارین تا امتحان زبان بدین مدارکتونو ترجمه کنین و با اساتید مکاتبه کنین و …یا اگه قراره از طریق ویزای کاری برین هم همیچنین..

●مرحله سگ‌دو : دقیقا همینطوریه! بلافاصله بعد ازینکه مرحله قبل رو شروع کنین زندگیتون وارد یه دوره ماراتون شدید میشه! تاریخ امتحانا تایید مدارک وقت سفارت کارای ویزا بیمه رسوندن مدارک به دانشگاه و پیگیری اونا و استرس پذیرش و ریجکت و بورس و….

●بلییییییط: بله..این مرحله قبل خیلی سخته ولی نمیفهمین چطور گذشت!کافیه که منصرف نشین! بعد از چندماه یهو میبینین دارین دنبال بلیط میگردین! تبریک میگم! الان برین پست “با خودمون چیا ببریم” رو بخونین و چمدونتون رو حاضر کنین!

این فقط برای دادن یه ایده درمورد این بود که الان چطور شروع کنیم! ولی هنوز نمیدونیم چطور تصمیم بگیریم درسته؟

اینجا هم چنتا عامل دیگه برای انتخاب کشور

مهاجرت ینی اینکه من از شرایطم ناراحتم و برای عوض کردنش میخوام برم یه کشور دیگه! هرکسی نسبت به شرایط و زندگی که داره میتونه یه سری معیار برای خودش داشته باشه..تو این پست یه سری از معیارایی که بیشتر وقتا فراموش میکنیم بهش توجه کنیم رو براتون مینویسم

● اول به جمعیت کشور دقت کنین! اگه میخواین کارمند باشین این به معنی رقیب زیاد و اگه میخواین کارآفرین باشین به معنی مشتری و نیروی کار زیاده! و برعکس!

● نرخ بیکاری توی کشور نشون دهنده اوضاع اقتصادیشه..اگه نرخ بیکاری بالایی داره یعنی شما هم بعنوان خارجی ممکنه به مشکل بربخورین

● برسی رابطه بین زمینه تخصصیتون با بازار کارش توی اون کشور: برعکس اون داستان درمورد رشته اژدهاشناسی، عموما اگه رشته شما تو دانشگاهای یه کشوری زیاد تدریس میشه یعنی تقاضا براش زیاده و اینم یعنی بازار کار خوبی داره و بهمون ترتیب نبودش میتونه براتون یه پتانسیل برای جذب بازار جدید باشه! این کاملا به استعداد خودتون برمیگرده!

● یه مثال خیلی ساده برای سر دراوردن از سیستم اداری یه کشور به نظرم نگا کردن به سایت اداره مهاجرت اون کشوره! چون شما خیلی قراره با این اداره سروکار داشته باشین بنابراین برین قسمت frequently asked questions و سوال و جوابا و پروسه هارو بخونین

● اگه برای ادامه تحصیل میخواین برین میتونین تو سایت دانشگاه career opportunities رو برای هر رشته پیدا کنین و ببینین اون فرصتا براتون مناسبن یا نه..

● از سایتای دولتی و اقتصادی یه کشور و گزارشای سالانه که عموما پی‌دی‌اف میشه دانلود کرد میتونین حداقل حقوق دریافتی و حداقل هزینه زندگی رو هم پیدا و مقایسه کنین

● تسهیلات بانکی خیلی زیادی تو اکثر کشورا وجود داره که حتی اگه بضاعت مالی چندانی هم نداشته باشین بهتون فرصت مرفه بودنو میده ولی باید ببینین این تسهیلات شامل خارجیا هم میشه یا نه!

● از سایتای آماری تعداد مهاجرا از هر کشور رو میتونین پیدا کنین و ببینین که این کشور مهاجرپذیر هست یا نه؟ بیشتر کدوم مردم ترجیحش دادن و چرا؟

● اگه امکانشو دارین یه مدت اخبار کشور رو دنبال کنین تا از مشکلات اساسی و شرایط بروزش خبردار بشین

میدونین از اشتباهاتی که درمورد اومدن به ترکیه کرده بودم چه درسایی یاد گرفتم؟

● مهمترینش اینکه هیچوقت بر اساس ظن و گمانه و حدسیات و “امیدوارم”ها و پیش‌بینیای سطحی یه کشورو انتخاب نکنیم! واقعیت هرچیه همونه! و مطمئنا عوض شدنشم انقدر ساده نیست!

● کشورو بر اساس هدفم انتخاب کنم! من فکر میکردم بعد از گرفتن ارشد یک سال که کار کنم پاسپورت میگیرم 😂 و اینم بخاطر سهل‌انگاری و کم تحقیق کردنای خودم و اتکا به حرفای کارمند کنسولگری ارومیه بود! نمیدونستم سالهای تحصیل تو سنوات نصف حساب میشه و شرایط اجازه کار انقدر سخته که هیچکس حاضر نمیشه زیر بارش بره و اصلا برای من رشته من ذاتا بازار کاری تو شرکتای خصوصی وجود نداره! یعنی چی؟ قبل از مهاجرت، ببینین بعد از تموم شدن درستون دولت چقدر حمایتتون میکنه که بمونین یا کار کنین! یا مثل ترکیه میگه دیگه شما توریستین حالا هرکاری میخواین بکنین!

● هرچقدر از ترسهاتون فرار کنین اون ترس میادو شمارو پیدا میکنه و باهاتون روبرو میشه حتی چندین سال بعد! پس بهتره همون بار اول نترسین و دل رو بزنین به دریا!

● اسم و رسم یه دانشگاه هیچ اهمیتی برای شمای مهاجر نداره! شاید درحدی که موقع مصاحبه کاری بگن ایول! یا دوتا مصاحبه اضافی‌تر دعوت بشین! مهمترین چیز رشته‌ تحصیلی شماست و اینکه آیا با این رشته اصلا میتونین کار کنین؟ (اینجا گزینه کار آکادمیک و استاد دانشگاهی و توانایی تو رشته و فلانو میذارم کنار!) یعنی اگه مثلا جوشکاری خوندین احتمالا خیلی موفق تر از کسی هستین که مثل من شهرسازی خونده! رشته هرچی فنی‌تر باشه نفوذتون تو بازار کار کشور جدید راحتتر میشه..

● خودتون رو برای عقب موندن از موقعیت‌ اجتماعی بقیه افراد، برای دیر آداپته شدن با محیط، برای تنهاییای طولانی مدت، عدم احساس تعلق و بی ریشه‌گی آماده کنین! زودتر از پنج سال انتظار نداشته باشین که اوضاع براتون به ثبات نسبی برسه..

● بعنوان یه خارجی همیشه قوانین برای شما سخت‌گیرانه‌تره ولی اجازه ندین این باعث سو استفاده از شما بشه! بدون بیمه کار نکنین! هیچوقت!

● و در آخر یادتون نره مهاجرت مثل ازدواج میمونه! سعی کنین یک بار درست انتخاب کنین تا برای همیشه راحت باشین! من خودم با ایده سکوی پرتاپ زیاد موافق نیستم مثل این میمونه که واس آماده شدن برای رشته پزشکی برین دو سال کاردانی معماری بخونین! بعنوان شخصی که این اشتباه رو کرده میتونم بگم همون یبار بقدری ازتون انرژی میگیره که فکر مهاجرت دوباره میکشتتون!

پس درست وقت بذارین مطالعه کنین و بعد تصمیم بگیرین!!باشه؟!

تموم شد؟ نه! تو پست بعدی در واقع احتمالا چند پست بعدی، قدمهای بعدی رو هم میگم! اینکه با خودمون چیا ببریم قبل از رفتن چیکارا بکنیم؟ و بعد از رفتن به چه نکته‌هایی دقت کنیم!

خواهش میکنم اصلا نیازی به تشکر نیست 😁🌹

2 thoughts on “راهنمایی برای تصمیم به مهاجرت (قسمت دوم!)

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s