درس مهم سالی که گذشت!

سالی که گذشت یه سری اتفاقا افتاد که با جزئیات ننوشتمشون ولی بعد از مشکلاتی که برام پیش اومد یه درس خیلی مهم گرفتم که تصمیم گرفتم از امسال بر اون اساس یکم تغییر تو زندگیم ایجاد کنم!
میدونین چرا بیشتر وقتا به اهدافمون نمیرسیم یا دیرتر میرسیم یا با کلی مشکل مواجه میشیم؟ بخاطر اینکه رفتارامون با اهدافمون همسو نیست!
مثلا اگه میخوایم تو یه جامعه زندگی کنیم و تو همون جامعه موفق باشیم (حالا هر تعریفی که از موفقیت داریم) باید اینو قبول کنیم که لازمه این موفقیت اجتماعی بودنه! چون موفقیت تو جامعه و با تک‌تک اعضای جامعه‌س که معنی پیدا میکنه! میتونیم درونگرا باشیم، ممکنه از آدما خوشمون نیاد ولی محبوریم در حد کمی هم که شده ارتباطمون رو باهاشون نگه داریم!
من شخصا فکر میکنم اسم این کار منفعت‌طلبی و سواستفاده از آدماس! یعنی فقط باهاشون احوالپرسی کنی و بگی و بخندی چون قراره تو آینده بهشون احتیاج داشته باشی! برای همینم سالها بود که خیلی راحت هرکسی که از زندگیم خارج میشد منم ارتباطمو باهاش قطع میکردم! مثلا از کار درمیومدم و با تمام همکارا و مدیرایی که داشتم قطع رابطه میکردم..کلاسم تموم میشد ارتباطمو با تمام همکلاسیا و استادام قطع میکردم..(البته بجز موارد خاص که شامل دوستای خیلی خوبم میشه 😬)
نتیجه این شد که وقتی به کمک احتیاج پیدا کردم دیدم از گذشته‌م هیچکس نیست! مثلا برای گرفتن ریکامندیشنهایی که برای اپلای کردن لازم داشتم..یا برای توصیه‌نامه‌های کاری..یا هرچیز دیگه!
از طرفی دلم میخواست دنبال اهدافم برم ولی میخواستم اینکارو تنهایی انجام بدم! ولی خب..متاسفانه یا خوشبختانه زندگی اجتماعی همچین اجازه‌ای نمیده! توی تمام موقعیت‌هایی که میخواین بهش برسین باید رابطه خوب خودتون با یه تعداد دیگه رو ثابت کنین!
اینجوری شد که نشستم و یکم به کارام، نتایجش و نقص مهم ارتباطات اجتماعی تو زندگی و پیشرفت فکر کردم! با خودم گفتم مگه من از آدما متنفر میشم که باهاشون ارتباطمو قطع میکنم؟ نه! مثلا از کل اساتید دانشگاهم از استاد راهنمام متنفرم و از دوتا استاد دل خوشی ندارم همین! چه دلیلی داره سالی یبار یه تبریک سال نو براشون نفرستم یا هرازگاهی حالشونو نپرسم؟
خیلی خیلی از موقعیت‌ها هستن که فقط از طریق همین ارتباطات بدست میاد! و این روابط یک‌طرفه هم نیستن! مثلا من یکی از ریکامندیشن‌هامو از استاد ترم دو کارشناسیم گرفتم که وقتی سال اول ترکیه بودم بهم گفته بود برای فرصت مطالعاتی میخواد یکی دو ماه بیاد ترکیه و من بهش گفته بودم میتونه تو خونه ما بمونه ولی اون نیومده بود..خلاصه همین یه ارتباط کوچیک یه جورایی نجات‌دهنده من بود و من تونستم بعد از روزها ایمیل بازی و جواب رد شنیدن از استادام بالاخره سومین ریکامندم رو از ایشون بگیرم!
خلاصه اینکه امسال تصمیم گرفتم خیلی از آدمایی که تو گذشته تو زندگیم بودن دوباره باهاشون ارتباط داشته باشم…نه بخاطر اینکه حتما قراره ازشون کمک بخوام، بخاطر اینکه بدون ارتباط داشتن با آدما نمیشه به‌جایی رسید! متاسفانه!

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s